آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

80

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

درين نوع كارها بايستى با كمال احتياط به عمل ميآمد و به همين جهت هم من از طريق احتياط كمتر سؤالات مستقيم ميكردم . خوشبختانه زندگى تركمنها صرف‌نظر از قسمتى كه بشغل شريف دزدى ميگذشت بقيه در بطالت مطلق صرف ميشد و ساعتهاى متمادى از اوقات خود را با گفتگوهاى طولانى راجع‌باوضاع ملى و محلى خودشان تلف ميكردند و كافى بود درين مواقع براى كسب اطلاعات ساكت نشسته فقط گوش بحرفهاى آنها بدهم و به همين كيفيت بود كه در ميان آنها نشسته و ظاهرا با حالت كسى كه در تخيلات خود فرورفته تسبيح خود را ميگرداندم و ضمنا مواظب صحبت آنها بودم و هرچه راجع بحكايت تاخت‌وتازها ( الامان ) و روابطشان با ولايت ( ايران ) و خان خيوه و ساير عشاير ميگفتند گوش ميدادم . ازين فرصتى كه براى استراحت دست داده بود استفاده كردم و باتفاق قزل آخوند اول بديدن ايل آتاباى كه يكى از تقسيمات جزء ايل يموت است و كاملا در سمت مشرق مسكن دارد رفتم و پس از آن زيارتى نيز از ايل كوكلان كرديم . اين گردش ازينجهت خيلى دلخواه من بود كه به من مجال بازديد و بررسى از قسمتى از ديوار اسكندر ميداد و اين ديوار بعنوان سد در مقابل تاخت‌وتاز سواران خوفناك صحرا برپا شده بود . مسافرت قزل آخوند جنبهء قضائى داشت و موضوع آن بررسى در امر محاكمه‌اى بود كه براى انجام آن مكرر مجبور بتوقف شديم و چهار روز وقت ما صرف اين مسافرت شد درصورتىكه اگر موضوع محاكمه در بين نبود فقط دو روز كافى بود . اصولا به سمت شرق پيش ميرفتيم ولى چندين‌بار مجبور شديم دور بزنيم تا داخل باتلاقهاى مستور از نىزار نشويم و از حملهء گرازهاى وحشى كه به صورت دسته‌هاى صدتائى حركت ميكردند و اين مناطق غيرمسكون را مورد تاخت‌وتاز قرار ميدادند در امان باشيم . باتلاقهاى مورد بحث در نتيجه بارانهاى بهارى و طغيان رود گرگان ايجاد شده و چندين ميل مساحت دارد . ظاهرا در زمانهاى قديمتر هم همينطور بوده